عبدالله مستوفى

106

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مسافرت تفتيشى مشاور الممالك همين كه از ييلاق به شهر برگشتيم ، مشاور الممالك براى تفتيش مسافرتى بتفليس و بادكوبه و عشق‌آباد كرد . در غيبت او البته كارهاى من زياد شد . چون آرشيو منظم شده بود ، مناسب بود كه در كارها هم تقسيماتى به عمل آيد . كارها را از حيث مقدار و توانائى انجام ، وزن كرده قسمت كرديم . البته سروكله زدن با اتباع ، كماكان در سهم ابو الحسن خان اعتصام - الممالك افتاد . من كارهاى طهران و تفليس و رمز مركز را عهده‌دار شدم . در حقيقت كارهاى فارسى مشاور الممالك سربار كارهاى سابق من شده بود و كارهاى فرانسهء او را خود مشير الملك انجام مىداد . براى دفعهء اول ، ماشين تحرير فرانسه هم بسفارت وارد شد زيرا كسى كه مثل مشاور الممالك بتواند خط لاتينى را قشنگ بنويسد ، در سفارت نداشتيم . آقاى اسد بهادر هم ماشين‌نويسى را آموخته و مكاتبات فرانسه را ماشين ميكرد . يك ماشين تحرير روسى هم براى مكاتبات روسى كه در ادارهء خود او بود خريدارى شد و كار تحريرات روسى و فرانسه به اين طور اصلاح گرديد . بنابراين مسافرت مشاور الممالك قدرى هم از وقت تفريحات اسد بهادر كاست زيرا ناچار بود قدرى بيشتر به كار مشغول و صبحها زودتر از اطاق خواب خود بيرون بيايد . سفير كبير فوق العادهء ايران در اواخر پائيز اين سال ، از طرف دربار ايران سفارت كبراى فوق العاده‌اى بدربار روسيه مأمور شد . سفير كبير ، ارفع الدوله و على اكبر خان مفخم السلطنه برادرش با يكى دو نفر « 1 » حاشيه ، كارمندان اين سفارت كبرى بودند كه بوسيلهء سفارت مقيم به وزارت خارجهء روسيه معرفى شده و با تشريفات معموله بپطرزبورغ آمدند . اين سفارت براى تبريك ولادت تزاروويچ وليعهد و سفير كبير حامل گردن‌بند مرواريد بسيار عالى براى امپراتريس زن امپراتور بود . من چون هنوز بدربار روسيه معرفى نشده بودم ، در دعوت‌هاى رسمى اين سفارت شركت نداشتم . اسد خان و اعتصام الممالك با مشير الملك ، وزير مختار مقيم ، در روز بار حضور رسمى سفارت كبرى ، بتسارس كوىسلو رفتند . مشاور الممالك هنوز از سفر تفتيش خود بازنگشته بود . پرنس ارفع الدوله از استانبول كه در آنجا به سمت سفارت كبرى اقامت داشت ، براى مرخصى بتهران رفته بود . البته اگر وسيله‌اى فراهم ميشد و پرنس دانش مىتوانست ديدارى از دوستان سابق خود در پطرزبورغ تازه كرده و بگرفتن يك نشان بالاترى از دولت روس نايل آيد ، بد نبود . دربار مظفر الدين شاه هم دربارى نبود كه خيلى پاپى لزوم يا مناسبت و بيمناسبتى قضايا باشد . دانش ارفع الدوله موضوعى براى اين سفارت كبرى تراشيد و آن اين بود كه جنگ روس و ژاپن و شكستهاى روس موجب شادمانى ايرانيها شده است و روس‌ها از اين مقدمه ملولند ، براى رفع اين كدورت و ايجاد حسن روابط اگر در اين موقع كه پسرى نصيب خانوادهء امپراتورى شده است ، سفيرى مثلا شخص او كه سابقهء زيادى

--> ( 1 ) - جناب آقاى پاكروان سفير سابق ايران در روم هم با لقب مشير حضور يكى از كارمندان اين سفارت و ايشان در اين وقت كارمند دائمى سفارت استانبول بودند .